تبليغاتX
دلا و دلتنگی

تقدیم به عمو کول

 

حس عاشقی

اومدی تو سرنوشتم

بی بهونه پا گذاشتی

غصه های عاشقی رو

تو وجودم جا گذاشتی

زیر رگبار نگاهت

دلم انگار زیر و رو شد

برای داشتن عشقت

همه جونم آرزو شد

تا نفس کشیدی انگار

نفسم برید تو سینه

ابر و باد و دریا گفتن

حس عاشقی همینه

 


 

نوشته شده توسط دلا در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 0:9 موضوع | لینک ثابت


فرشته

 

دو فرشته مسافر، براي گذراندن شب، در خانه يک خانواده ثروتمند فرود آمدند. اين خانواده رفتار نامناسبي داشتند و دو


فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلکه زيرزمين سرد خانه را در اختيار آنها گذاشتند.

فرشته پير در ديوار زير زمين شکافي ديد و آن را تعمير کرد. وقتي که فرشته جوان از او پرسيد چرا چنين کاري کرده، او


پاسخ داد:" همه امور بدان گونه که مي نمايند نيستند."

شب بعد، اين دو فرشته به منزل يک خانواده فقير ولي بسيار مهمان نواز رفتند. بعد از خوردن غذايي مختصر، زن و مرد


فقير، رختخواب خود را در اختيار دو فرشته گذاشتند.

صبح روز بعد، فرشتگان، زن و مرد فقير را گريان ديدند. گاو آنها که شيرش تنها وسيله گذران زندگيشان بود، در مزرعه مرده


بود. فرشته جوان عصباني شد و از فرشته پير پرسيد:" چرا گذاشتي چنين اتفاقي بيفتد؟ خانواده قبلي همه چيز داشتند و


 با اين حال تو کمکشان کردي، اما اين خانواده دارايي اندکي دارند و تو گذاشتي که گاوشان هم بميرد."

فرشته پير پاسخ داد:"وقتي در زير زمين آن خانواده ثروتمند بوديم، ديدم که در شکاف ديوار کيسه اي طلا وجود دارد. از آنجا


که آنان بسيار حريص و بد دل بودند، شکاف را بستم و طلاها را از ديدشان مخفي کردم. ديشب وقتي در رختخواب زن و مرد


فقير خوابيده بوديم، فرشته مرگ براي گرفتن جان زن فقير آمد و من به جايش آن گاو را به او دادم.


 همه امور بدان گونه که مي نمايند نيستند و ما گاهي اوقات، خيلي دير به اين نکته پي مي بريم."

 


 

نوشته شده توسط دلا در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 23:45 موضوع | لینک ثابت


پنج وارونه چه معنا دارد ؟

 

پنج وارونه چه معنا دارد ؟!

خواهر کوچکم از من پرسيد

من به او خنديدم

کمي آزرده و حيرت زده گفت

روي ديوار و درختان ديدم

باز هم خنديدم

گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه

پنج وارونه به مينو ميداد

آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد

بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم

بعدها وقتي غم

سقف کوتاه دلت را خم کرد

بي گمان مي فهمي

- پنج وارونه چه معنا دارد ........ 

 


 

نوشته شده توسط دلا در جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 0:30 موضوع | لینک ثابت


پرده افتاد

پرده افتاد
صحنه خاموش
آسمان و زمین مانده مدهوش
نقش ها ، رنگ ها ، چون مه و دود
رفته بر باد
مانده در پرده گوش
رقص خاموش فریاد

 
پرده افتاد
صحنه خاموش
وز شگفتی این رنگ و نیرنگ
خنده یخ بسته بر لب
گریه خشکیده در چشم

 


 

نوشته شده توسط دلا در جمعه هفتم تیر 1387 ساعت 17:36 موضوع | لینک ثابت


یک خبر

یه خبری بهم رسید هم خوشحال شدم هم ناراحت

 

 بزودی اعلام میکنم


 

نوشته شده توسط دلا در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 15:15 موضوع | لینک ثابت


یا ببخش یا فراموش کن

وقتی رفتارهای غیر دوستانه دیگرون آزارت میده باید سعی کنی گذشت کنی ،سعی کنی ببخشیشون ،سعی کنی دروغهاشون رو نادیده بگیری.بد گویی هاشون رو نشنیده بگیری. نه برای اینکه اونها مستحق بخشش هستند. برای اینکه تو مستحق آرامشی. اما اگر رفتارها اونقدر اذیتت می کنند که هیچ کدوم از نقاط مثبتشون نمیتونه اونها رو بپوشونه ،فقط باید سعی کنی دیگه اونها رو نبینی ، باید هی تو ذهنت تمرین کنی که اونها دیگه وجود ندارند . به عنوان کسی که از جنس اونها نیستی باید براشون آرزوی سعادت کنی،خداحافظی کنی و اجازه بدی توی دنیای خودشون باقی بمونند.شاید برای هر دو طرف بهتر باشه


 

نوشته شده توسط دلا در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 ساعت 0:26 موضوع | لینک ثابت


ویرایش قالب

امروز بعد از مدتها تصمیم گرفتم یه تغییری تو ظاهر وبلاگ ایجاد کنم. نتیجه این شد که قالب وبلاگ باید عوض بشه. با خوشحالی رفتم سر وقت قالبهای آرشیو!!!

به خیال خودم تو این چند صفحه میشد یه قالب قشنگ پیدا کرد ولی خوب نشد! چون اصرار به تغییر داشتم نتیجش این شد.

همین چیزاست که باعث میشه آدم بره تو فکر سایت و هاست و دامین شخصی! کاش میشد یه جوری اون قالبهای قشنگی که واسه سایت هاست!!!  ساخته  شده رو اینجا هم استفاده کرد! تا ما اینقدر محدود به پیشنهادهای نه چندان دلچسب بلا گفا و ...   نباشیم.

فقط  تموم لینک ها هم از دست رفت

پس واسه تبادل لینک منتظرم ...

در مورد قالب جدید نظر یادتون نره


 

نوشته شده توسط دلا در جمعه هفدهم خرداد 1387 ساعت 22:9 موضوع | لینک ثابت


امان از این مزاحم ها


 

نوشته شده توسط دلا در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 1:32 موضوع | لینک ثابت