
حس عاشقی
اومدی تو سرنوشتم
بی بهونه پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو
تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت
دلم انگار زیر و رو شد
برای داشتن عشقت
همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار
نفسم برید تو سینه
ابر و باد و دریا گفتن
حس عاشقی همینه
نوشته شده توسط دلا در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 0:9 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

اینجا همه من رو با نام دلا می شناسند و من ...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY